ثریا...
ساعت ۸:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۳۱  

باز هم از جمع ما شمعی فروزان میرود

آن ثریای نمایه، مهر تابان میرود

 

گرچه چون پروانگان بودیم و او دردانه بود

ما به جاماندیم واو، زود و شتابان میرود

 

بهر ما سنگ صبوری بود، در هر صبح و شام

رازها ماند به دل، چون دخت گیلان میرود

 

نکته هایی چند، از آن مهربان آموختیم

آن معلم، باغبان این گلستان میرود