خیال من .....
ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/۱٩  

 

نذر کردم که خیال من تنها باشی

در طلب کردن من، غرق تمنا باشی

 

تو همان ماه شوی، من شب مهتابی تو

همچو مجنون شوی و همره لیلا باشی

 

فارغ از خود شوی و محرام رازم، بشوی

عاشق و شیفته و واله و شیدا باشی

 


کلمات کلیدی: خیال ،کلمات کلیدی: مهتاب
 
سکوت ....
ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/۱٩  

سالها، منتظرم تا که بهاران برسد

برود غصه و غم ، موسم باران برسد

 

ولی افسوس، که در سردی این شهر سکوت

نگذارند ، شب تار به پایان برسد

 


کلمات کلیدی: سکوت ،کلمات کلیدی: سردی
 
دیدار تو ...
ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/۱٩  

 

سرمه‌ی چشمان من ، دیدار توست

تا سحر گه، دیده‌ام بیدار توست

 

ماه هم انگار دلتنگت شده

رنگ و روی ارغوان ، تکرار توست

 

 

 


کلمات کلیدی: ارغوان ،کلمات کلیدی: دیدار