تقدیم به او ....
ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٧/٢٧  

 

 

نذر کردم ، گر تو آیی ، خانه را آذین کنم

چشم در راهت نشینم، جامه را رنگین کنم

 

با تو گویم از غم دوری و از شرح فراق

درد دلها با تو از این محفل غمگین کنم

 

با گل لبخندت ، ای آیینه ایثار و عشق

جان و دل را خالی از این ماتم سنگین کنم

 

بهتر از جانم نباشد ، هدیه‌ای لایق به تو

زیر پایت را پر از آلاله و نسرین کنم

 

فصلهای زندگی بی‌تو خزانی بیش نیست

ای بهارانم بیا ، تا خانه عطرآگین کنم

 

یاد تو آتش زند بر قلب بیمارم هنوز

ای مسیحا بازآ ، تا کام دل شیرین کنم ‌

 

 


 
تکرار ...
ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٧/٧  

 

 

خسته‌ام از اینهمه ، آزارها

ازسکوت سرد این دیوارها

 

فصلهای من به هم پیوسته است

همچو پاییزم، پر از تکرارها

 


کلمات کلیدی: پاییز ،کلمات کلیدی: تنهایی