تقدیم به همکان بازنشسته‌ام
ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱/۱٩  

 

 
این شعر را به مناسبت بازنشستگی همکارم و افرادی که قبلا بازنشسته شده اند و درگذشت دو تن از همکارانم سرودم

افسوس و دریغا که یاران همه رفتند

چون باد صبا، فصل بهاران همه رفتند

 

هر کس به رهی رفت و دگر بازنیامد

ما مانده در این دهر و رفیقان همه رفتند

 

پروین و پری، مریم و مهرناز و ثریا

چون ابر و مه و سایه و باران همه رفتند

 

نینا و فروزنده ، سهیلا و توکل

با چشم تر و دیده گریان، همه رفتند

 

یزدان و هما رفته و مهمان خدایند

شمع و گل و پروانه ، ز بستان همه رفتند

 

رفت قافله عمر و به گردش نرسیدیم

آلاله و میخک ، زگلستان همه رفتند

 

از انجمن عشق ، فقط خاطره‌ها ماند

از باغ نمایه، گل و ریحان همه رفتند


کلمات کلیدی: همکاران ،کلمات کلیدی: بازنشسته ،کلمات کلیدی: بازنشستگی