اندر احوالات بعضی از دوستان
ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٧  

کس نمیداند که کی می آید و کی میرود

گه به بازار و گهی بهر خرید  ری  میرود

 

او چه میبالد به خود از این ظرافتها وهوش

چون گمان کرده کسی جز او ندارد چشم و گوش

 

نازنینم گر تو داری اینهمه هوش و شعور

گر به آسانی کنی از هر در بسته عبور

 

هان بدان که سعی و کوششهای تو بیحاصل است

چونکه رزق تو حرام و ناصواب و باطل است