تقدیم به همسرم

 

 

 

 

کنار تو ، سرشار آسایشم

بهار منی، شهر آرامشم

 

 اگر با تو باشم ، دلم روشن است

همه جانم از، مهر تو گلشن است

 

برایم بمان ، ای همه هستی‌ام

کنارت، پر از عشق و سرمستی‌ام

 

برایم ، چو سروی روان ، سایه‌ای

حدیث خوش عشق را، آیه‌ای 

 

صدای تو آهنگ رویای من 

نگاهت دلارام و  دنیای من

 

/ 2 نظر / 32 بازدید
محمد

درخیالات خودم درزیر بارانی که نیست میرسم باتو به خانه ازخیابانی که نیست مینشینی روبرویم، خستگی درمیکنی چای میریزم برایت،توی فنجانی که نیست بازمیخندی ومیپرسی که حالت بهتراست؟ بازمیخندم که خیلی،گرچه میدانی که نیست شعرمیخوانم برایت،واژه هاگُل میکنند یاس ومریم میگذارم توی گلدانی که نیست چشم میدوزم به چشمت میشودآیاکمی دستهایم رابگیری بین دستانی که نیست وقت رفتن میشود بابغض میگویم نرو پشت پایت اشک میریزم،درایوانی که نیست میروی وخانه لبریز ازنبودت میشود بازتنها میشوم بایادمهمانی که نیست بعد تواین کارهرروز من است باوراین که نباشی کارآسانی که نیست- شعر از مینا فتحی

عمه

سلام به دوست خوش قریحه ام که افتخارمجدد رانصیبم کرد.باوجودیکه ادبیات نخوندی اماروح لطیفت سرشار ازذوق هست.موفق باشی[دست]